من به شکل غم انگیزی بیژن نجدی هستم.متولد خاش.گیله مرد هم
هستم.متولد 24آبان 1320 سالی که جنگ جهانی دوم تمام شد.لیسانس
ریاضی.یک دختر و یک پسر دارم.همسرم پروانه می گوید دست مرا می
گیرد و من می نویسم.
او دبیر دبیرستان های لاهیجان بود.شاگردانش می گویند:نجدی دبیری
اخمو،سخت گیر،مهربان و با سواد بود.در 1367از آموزش و پرورش لاهیجان
داوطلبانه به سنندج رفت و از راه بانه به تنگه ی باساوا در عراق اعزام
شد.یادداشت های جنگ را در همان دوران نوشت. بعد از بمباران شیمیایی
آنجا،از ناحیه ریه صدمه دید و نه سال بعد در 3شهریور1376 در گذشت.زنده
یاد بیژن نجدی در گورستان شیخ زاهد لاهیجان آرمیده است.
آثار
*یوزپلنگانی که با من دویده اند-مجموعه داستان کوتاه-1373 نشر مرکز
*دوباره از همان خیابان ها-مجموعه داستان کوتاه-1379نشر مرکز
*خواهران این تابستان-مجموعه اشعار-1380نشر ماه ریز
*داستان های ناتمام-1380-نشر مرکز
*نیامدی، اسم آب یادم رفت-مجموعه اشعار-انتشار در رشت
*پسر عموی سپیدار-مجموعه ی اشعار- در دست چاپ
*یک داستان بلند-در دست چاپ که هنوز نامش اعلام نشده
کلیه ی آثار او به همت همسرش پروانه محسنی آزاد و برادرش پوروین
محسنی آزاد به چاپ رسیده.